رازعاشقی



    راز عاشقی

زهرم آتش عشقت بجوشـدخون به رگهـایم

برای با تو سرکردن ز شهر  عشق می آیـم

ز هجرت شکوه ها کردن بود منظور  فریادم

سر کوی تو بنشستن بود اصـــــل تمــنایم

زلبـــهای تو  بـــشنـیدن کلام دوستت دارم

قـــسم تا لحــظه مردن بود  تنها  تقاضــایم

بیایکبار جویا شو که راز عاشقی درچیـست

چرا دیوانه خوانندم چــرا مجنون صـــــحرایم

تمام شعرهای من پراست ازشورعشق تو

فقـــط نام تو را  بردن بود  معـــنای نجــوایم

قسم جزتو کسی دیگر تورا ازمن نمی گیرد

برای عشق ورزیدن نخواهی یافت  همتایم

کجاهمتای من عاشق چنین با  دردخوکرده

کجـــا  از تو تقاضـــا  کرده ام بهر مـــداوایم

 

93


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها